معمار آرزوها ; زمان معمار است

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود, به ماهی می گفت: سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی!


 
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

مسجد، محل برگزارى نماز جماعت و جمعه بود و لذا واژه «جامع» نیز براى این مکان به کار برده شد. بنابراین کلمه «جامع» که از «جمع» و «جماعت» مشتق شده، مرادف بود با مسجد. در واقع، «جامع» مسجد بزرگى بود که در آن نماز جماعت برپا می‌شد. عده‌ای معتقدند که «محل عبادت مسلمانان از همان اوایل اسلام، مسجد نامیده می‌شد. اما با نشر اسلام و بیشتر شدن تعداد مسلمانان، تعداد مساجد نیز زیاد شد. بزرگترین مسجد هر شهر و ناحیه، مسجد جامع آن شهر نامیده می‌شد». [29] از آنجا که بناى مسجد در معمارى اسلامى مرکزیت داشت، رشد و توسعة شهرها از این ناحیه آغاز شد و شهرسازى حول و حوش محور مسجد گسترش یافت و روزبروز شمار مسلمانان افزوده می‌شد، لذا شهرها بسرعت گسترش یافتند و بر تعداد مساجد نیز اضافه شد و مسجد جامع در میان مساجد یک شهر داراى ویژگیهاى خاصى بود. در اینجا بود که نماز جمعه برگزار می‌شد، امور مذهبی، وعظ و خطابه صورت می‌گرفت، خطبه به نام حاکم شرع و خلیفه اسلام خوانده می‌شد و در واقع مسجد، محلى براى تجمع عظیم مذهبی، سیاسی، اقتصادى و فرهنگى بود که مسلمانان در این اجتماعات بزرگ به بحث و گفتگو و تبادل آراء راجع به مسائل مختلف می‌پرداختند و این خود نشانگر در هم آمیختگى دین و دنیا، معاش و معاد و مسائل خود و جامعه بود که بین آنان فاصله و جدایى وجود نداشت و چنین است که شکل‌گیرى هنر اصیل اسلامی، در معمارى مساجد تبلور می‌یابد و حکایت از ارتباط تنگاتنگ و درهم تنیده دین با تمامى شئونات فردى و اجتماعى دارد، در کشف الاسرار در توضیح آیه زیر از قول ابن عباس آمده که: «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال» [30] «مساجد خانه‌هاى خدا در زمین است. همان طورى که ستارگان براى اهل زمین می‌درخشند، مساجد نیز براى ملکوتیان نورافشانى می‌کنند». 


در اسلام، دو بخش دین و دنیا از هم جدا نیستند، بلکه امرى واحدند و این یگانگى و وحدت در اجزاء ساخت مسجد، قابل مشاهده است. مواد و مصالح ساختمان سازى در اشکال تزیینی و کاربردى با مفهومى عمیق و معنایى متعالى و هماهنگى بنا در کل مجموعه، نشانگر این پیوستگى عمیق دینى است.

مسجد، مکانى است براى نیایش خصوصى و عبادات جمعى و لذا ضرورت وجود آن، نقشه خاصى را می‌طلبید. اولین مسجد در زمان پیامبر اکرم (ص) در شهر مدینه ساخته شد، مسجدى ساده و سرشار از روحانیت. یاران پیامبر سنگهاى بزرگ را می‌شکستند، لاشه سنگ درست می‌کردند و به دست مبارک پیامبر خدا (ص) می‌دادند و ایشان هم با روى هم قرار دادن آنها، چهار دیواری که دیوارهاى آن به اندازة قد یک انسان معمولى بود، ساختند که اندازة آن در محوطه‌ای در اندازه 5/8*5/7 متر بود. در ابتدا بنا مسقف نبود، بعداً به علت سرماى زمستان و آفتاب داغ مدینه، سقف مسجد را با برگهاى خرماى اندودشده پوشاندند و با تنه‌های درخت خرما ستونهایى براى نگه‌داشتن سقف برپا کردند. مسلمانان براى شنیدن سخنان رسول خدا (ص) در آنجا جمع می‌شدند. رسول خدا (ص) هنگام وعظ و خطابه به یکى از این ستونها تکیه می‌دادند، بعدها منبرى آوردند و حضرت دیگر به ستون تکیه نمی‌‌دادند و ستون از دورى پیامبر نالید و در تاریخ به ستون حنانه یا ستون نالنده معروف شد که در اشعار و عرفان اسلامى از آن یاد شده و سمبل انیسى شده است که از مونس خود جدا گشته و در هجر و فراق او ناله و نوحه سر داده است.

استون حنانه از هجر رسول                     ناله کرد آنسان که حیران شد عقول

 

پس چنانچه ذکر شد نخستین مسجد عبارت بود از یک حیات و تالار ستوندار مسقف. بعدها بنا بر نیاز، بخشهاى دیگر به بناى اصلى مسجد الحاق شد.

نقشة اصلى مسجد عبارت است از:

1-   صحن مسجد، که حیاطى است با حوض آبى براى وضو گرفتن و تطهیر

2-   شبستان، که فضایى سرپوشیده است و معمولاً سقف آن گنبدى شکل است.

3-   محراب، که در شبستان واقع شده و جهت قبله را نشان می‌دهد.

4-   رواقها و حجره‌ها، که دور تا دور صحن را در برگرفته است.

5-   مناره، بناى مرتفعى که به بدنه اصلى مسجد اتصال داشته است. و بانگ اذان مؤذن از آنجا به گوش مردم می‌رسید.

اینها اجزاى اصلى مسجد بودند که در طى زمان بنا به سبک و سلیقه مردم سرزمینهاى اسلامی، گونه‌هاى مختلفى یافتند. چنانچه گاه بنا به صورت هشت ضلعى یا مربع و مستطیل و گاه به صورت یک ایوانى یا دو ایوانى یا چهار ایوانى ساخته می‌شد، گاه مناره به بدنه بنا متصل بود و گاه جدا از آن. به همین صورت سبکهایى در معمارى اسلامى پدیدار شد که نشان‌دهندة خلاقیت و ابتکار هنرمندان مسلمان بود.

آرتوراپهام پوپ، [32] در بحث معمارى اسلامی، مساجد را از بناهایى مردمى می‌داند که در برابر کاخهاى عظیم شاهان قد برافراشته‌اند. سادگى و عظمت این بناهاى فرهنگى ناشى از فروتنى و تسلیم محض و ایمان اصیل مردم نمازگزار است که با ورود به آنجا، همة امتیازات اجتماعى و اقتصادى افراد از بین می‌رفت و فقیر و غنى یکسان در آن حضور می‌یافتند. وى مسجد را یک مؤسسه آموزشى بنیادى معرفى می‌کند که علوم دینى تا بالاترین سطح در آن تدریس می‌شد، از جمله صرف و نحو، فلسفه و درسهاى عمومی.

همچنین یک نهاد سیاسى که در امور جامعه انجام وظیفه می‌کرد. فرمانهاى حکام، اعلان جنگ و بسیج، وضع مالیات و لغو آن در مسجد اعلام می‌شد. همچنین مسجد محل قضاوت هم بود و نیز قراردادها در آنجا منعقد و امضا می‌شد... و از اینجا بر تمام امور مردم نظارت می‌شد و «اغلب با وجود شهر در آمیخته و بی‌شک می‌توان کانون آن شمرد. آن را با ضمایم گوناگونش می‌شد یک شهر خدا در دل شهر خاکى به شمار آورد».

از همان آغاز، مسجد مرکزیتى بود که دیگر اجتماعات و تحولات حول محور آن گرد آمدند، چنانچه، توجه به خدا محور اصلى اعمال آدمى در دنیا است.

گسترش شهر، نیاز به مساجد متعدد را ایجاب کرد و متناسب با نیاز مردم مساجد ساخته می‌شد و تعداد آنها در هر محلى نسبت به تواناییهاى مالى مردم آن محل افزایش می‌یافت، ولی مساجد بزرگ که نمونه‌هاى شاخصى از هنر معمارى و در حقیقت موزه‌اى از مجموعه هنرهای مستظرفه است، به وسیله سلاطین و دولتهاى مقتدر و علاقه‌مند ساخته شده و یا سرمایه‌داران خیر در کار ساختمان آن دخالت داشته‌اند. بنابراین می‌توانیم مساجد و معمارى آن را به صورت زیر تقسیم‌بندى کنیم.

مساجد سلطانى که غالباً همین نام بر آنها نهاده شده است.

مساجد اعیانى که سرمایه‌داران بزرگ ساخته‌اند و آنها نیز نام خود را بر آن نهاده‌اند.

مساجد مردم ساخته که به مرور زمان ساخته شده‌‌اند و غالباً نام ائمه را بر خود دارند (در هر سه مورد هم معمارى و هنر خاص مسجد به کار رفته منتها با تفاوت بسیار).

تعداد این مساجد گاه به چندین هزار مسجد در یک شهر می‌رسید. چنانچه در سال 300 هجری، شهر بغداد داراى بیست و هفت هزار مسجد بود. با این حال نماز جمعه در مسجد جامع برپا می‌شد و جمعیت زیادى براى اقامه نماز در آن گرد می‌آمدند.

«آورده‌‌اند که در بغداد نماز جمعه در هر دو سمت دجله فقط در مسجد جامع خوانده می‌شد و به روزگار معتضد در مسجد دارالخلافه نیز، و بالطبع این دو مسجد گنجایش انبوه نمازگزاران را نداشت، تا آنجا که صفوف نماز از در گشوده مسجد در معابر تا لب رودخانه امتداد می‌یافت.کسانى که با تأخیر، و کند و حرکت می‌کردند به مسجد نمی‌‌توانستند برسند و به امتداد صف نمازگزاران در کنار دجله می‌رسیدند و ناچار همانجا از قایق پیاده ‌شده زیرانداز می‌گستردند و به امتداد صف نمازگزاران می‌پیوستند. تکبیر گویان متعدد اعلام رکوع و سجود و قیام و قعود را به همگان می‌رساندند». [34]

این اجتماع عظیم روحانى فضایى در خور را می‌طلبید که توسط هنرمندان مسلمان به نحو شایسته‌اى طراحى شد از این روست که به قول سید قطب: «مسجد به عنوان یک مرکز مهم دینی، جایگاه آداب و شعایر مسلمانان بود و هم در این مکان بود که زیباترین و باشکوهترین جنبه‌هاى هنرى به وجود آمد و شکل گرفت و نمایشگاهى از هنرهاى زیباى اسلامى شد و هرجا که تمدن اسلامى شکوفا شد، مسجد به عنوان خورشیدى تابان بر تارک این تمدن درخشیدن آغاز کرد».

هنر اسلامى به دنبال معنویت بخشیدن به زندگى انسان است و این حرکت ابداعى خلاق ناشى از جهان‌بینى و فلسفه اعتقادى اسلامى است و این مهم در معمارى مساجد به نحو احسن فراهم آمده است و نه هیچ معمارى دیگری. شاید از آن رو که بناهاى دیگر در ارتباط با مسائل دنیاى مادى است، حال آنکه بناى مساجد مکانى معنوى براى نیایش و عبادت مؤمنان است و لذا در معمارى مقدس اسلامى خلوص سازندگان و ایمان آنان، ظهور معنویت و کششها و جاذبه‌هاى روحانی، و دعوت به پرواز در فضاى لایتناهى عرفانى رعایت شده است.

وجود چنین مجموعه‌هاى عظیم مردمی، به منزلة این بود که یاد خدا، ذکر خدا و ستایش و سپاس او، محور همه برنامه‌هاى زندگى مسلمانان بوده و هست و در هنر، سیاست و اقتصاد و اجتماع و در تمامى امور عالم، دین، این پیوند ظریف و دقیق و مرموز را صورت داده است و تبلور این اعتقاد را در همة شئونات زندگی، به ویژه هنر بوضوح می‌بینیم.


نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٦   |   لينک ثابت
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

  اطلس معماری اطلسی      کلیک کنید...